کاش می شد باغ را پر یاس کرد
عشق مجنون را کمی احساس کرد
کاش می شد لاله ها را ناز کرد
از کتاب عشق فصلی باز کرد
کاش می شد با شقایق گریه کرد
اندکی از بهر عاشق گریه کرد
کاش می شد با پرستوها پرید
آسمانی شد به رویاها رسید
کاش می شد دل به رویا بست ورفت
در میان کشتی عشقت نشست
کاش می شد شعر تازه از تو گفت
در درون باغ عشق تو شکفت
کاش می شد دست در دستت گذاشت
تا قیامت دست از تو بر نداشت

تقدیم به تمام کسانی دوستشون دارم
همه دوستان عزیزم
عاشق بی نشون
تقدیم به همه دوستان گلم
از پس پرده غیبت کی برون می آیی
با توام ای همه خوبی
ای به رخ یوسف ثانی
ای تو جانشین حق روی زمین
پسر دخت محمد امین
ای تو زاده عزیز زهرا
بنگر این همه ظلم ، این همه جور و جفا
پدری می گرید در غم فرزندش
مادری هم نفرین می کند زیر لبش
کودکی دست و پا می زند در یم خون
ظالمی می نگرد و به او می خندد
و جهان چشم بر این ظلم عدو می بندد
بنگر یا مولا که جهان گشته چطور
غرق در نا امنی
ای همه امنیت خلق جهان
پس تو کی می آیی
تا گره باز کنی تو زکار دنیا
ای امید همه عالمیان
زودتر رخ بنما
عاشق بی نشون