در مدرسه علمیه بنت الهدی قم دخترهای مسلمون از کشورهای دیگه واسه آموختن
مسائل دینی حضور دارند .وقتی پای صحبت چند تا ا زآنها نشستیم، وقت از وضعیت
دین در کشورهاشون صحبت می کردند، وقتی می گفتند که چقدر حجاب رو دوست
دارند اما نمی تونند آزادانه در کشورشون ازش استفاده کنند و به خاطر داشتن حجاب
چقدر تحقیر می شن ویا نمی تونند به عنوان یه زن محجبه سر کار برن و بطور کلی
نمی تونن اونطور که دلشون می خواد لباس بپوشن ،حتی تو کشورهای مسلمونی
مثل اندونزی .(باورتون می شه
) خدا رو شکر کردم که توی ایرانم و می تونم آزادانه
حجاب داشته باشم و به اون افتخار کنم .
وقتی از اونها شنیدم که به خاطر بی حجابی ،خانمهای کشورهاشون چقدر مورد
سوء استفاده های مختلف قرار می گیرند. تازه فهمیدم چرا می گن حجاب واسه
زن مثل صدف واسه گوهر می مونه .
اگه ما می تونستیم درک کنیم با استفاده از حجاب غیر قابل دسترس می شیم
و چیزی که سخت به دست بیاد ارزش بیشتری داره .هیچ وقت از داشتن حجاب
احساس ناراحتی نمی کردیم و حجاب رو واسه خودمون یه عامل محدود کننده و
مزاحم نمی دو نستیم و از داشتنش به خودمون می بالیدیم و افتخار می کردیم
درست همون حسی که من بعد از صحبت با خانمهای مسلمون کشورهای دیگه
داشتم .اما از اینکه قدر این جواهری که در اختیارمون قرار گرفته رو نمی دو نیم
تاسف خوردم و از خدا خواستم که قدرت درک بیشترش رو بهم بده واین توانایی رو
که بتونم ازش محافظت کنم ان شاءالله .
شکسته قلبم و ماتم گرفته
دوباره لشکر بی رحم غصه
درون قلب بیمارم نشسته
دوباره زندگی تلخ است و غمگین
نشسته در گلویم بغض سنگین
شکسته بال پروازم دوباره
شبم گشته دوباره بی ستاره
برایم زنده بودن سخت گشته
دلم آواره و بد بخت گشته
نمی خواهم بمانم زنده دیگر
رسیده خط عمر من به آخر
امیدم بار دیگر رفته بر باد
دوباره زندگیم گشته نا شاد
دوباره دل سپردم بی اراد ه
شکستش بار دیگر سهل و ساده
دوباره اعتمادم گشت باطل
نبود جز غصه آن را باز حاصل
شدم بار دگر بازیچه دل
نکردم فکرو رنجم گشت حاصل
چرا اینقدر بدبختم خدایا
نمی میرم چه جان سختم خدایا
چرا بختم خدا یا رفته در خواب
برایم گشته خوشبختی چه نا یاب
بمیرم بهتر از این زندگانیست
دلم پر غصه و درد نهانیست
مهدیه (عاشق بی نشون )
سکوتش تلخ و بی پایان ویا فریاد بی حاصل
دلم بگرفته زین دنیا ،غمم سنگین شده یاران
گل امید خشکیده ،بیابان گشته دشت دل
هوای گریه دارم باز دراین دنیا که یارانش
همه از هم گریزانند ،همه از حال هم غافل
شده تنهایی و غربت نصیب این دل تنها
نمی پرسند حال ما ،دگر ،عشاق صاحب دل
همه کارم شده زاری دراین دنیای وانفسا
گره افتاده در کارو شده مشکل پی مشکل
ندارم دیگر امیدی ،به فرداهای بی رویا
دلم دریای خون گشته ،ولی دریای بی ساحل
برو ای عاشق تنها،برو با مشکلت سرکن
کجا دانند حال ما ، سبکبالان بی مشکل
مهدیه (عاشق بی نشون ) ۵/۹/۸۶